الشيخ رسول جعفريان وديگران
376
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
بدون واسطه از سيرهء ابن اسحاق استفاده كرده است . آنچه از ابن اسحاق در سيرهء ابن هشام آمده ، فاقد بخش كتاب المبتدأ و تاريخ الخلفا است . با اين حال ، به دليل از بين رفتن سيرهء ابن اسحاق ، مىتوان در اين نظر ترديد كرده و اظهار نمود كه ابن كثير ، با استفاده و اعتماد بر منابع ديگرى كه آنها به طور مستقيم از سيرهء ابن اسحاق نقل كردهاند ، مطالبى را از ابن اسحاق آورده است . مهمترين آنها سيرهء ابن هشام و تاريخ طبرى است . ابن هشام سيرهء ابن اسحاق را در كتابى كه به نام خودش شهرت يافته ، درج كرده ، آن را پيراسته و از طريق زياد بن عبد الله بكّائى ( م . 183 ه . ) آن را روايت كرده است . همچنين ابن هشام تاريخ از آدم تا ابراهيم را از بخش المبتدأ كتاب ابن اسحاق حذف كرده و از بخش پس از آن هم ، تنها آنچه را كه مستقيم به سيرهء نبوى ارتباط داشته ، حفظ كرده است . افزون بر آن ، برخى از اخبار زشت و شمارى از اشعار نادرست را هم از سيرهء ابن اسحاق حذف كرده و مطالب ديگرى بر اين سيره افزوده است . اين در حالى است كه طبرى بخش بزرگى از سيرهء ابن اسحاق را كه مشتمل بر المبتدأ ، سيره و تاريخ خلفا است ، در كتاب خود ماندگار كرده است . طبعا وقتى در استفاده مستقيم ابن كثير از سيرهء ابن اسحاق ترديد كنيم ، مىتوانيم اظهار كنيم كه او از طريق سيرهء ابن هشام ، از سيرهء ابن اسحاق ترديد كنيم ، مىتوانيم اظهار كنيم كه او از طريق سيرهء ابن هشام ، از سيرهء ابن اسحاق استفاده كرده و در بخش المبتدأ و تاريخ الخلفا هم از آنچه كه طبرى از ابن اسحاق روايت كرده ، بهره برده است . روايات زياد بكائى و يونس بن بكير هم براى تكميل آنچه كه از ابن اسحاق روايت شده ، مورد استفادهء او قرار گرفته است . بكائى شاگرد و راوى اخبار ابن اسحاق است و نامش سيزده بار در البداية و النهايه آمده ، « 1 » كه به جز يك مورد ، تمامى آنها مربوط به سيره است . مورد ياد شده دربارهء مجروح شدن سعد وقاص در روز قادسيه است كه مانع از حضور وى در ميدان نبرد شد . شرح حال نگاران كتابى از او ياد نكردهاند ، همانطور كه ابن كثير هم نام منبع خاصى را در وقت نقل اخبار از او ، ياد نكرده است . اين نشان مىدهد كه او از منابع ديگران كه روايات و نقلهايى از او داشتهاند ، استفاده كرده است . اما يونس بن بكير ( م . 199 ه . ) حافظ و مورخى كوفى است كه بهرهء بيشترى از او در تاريخ ابن كثير وجود دارد و نامش در نود مورد از تاريخ ياد شده ، آمده است ، كه بيشتر
--> ( 1 ) . البداية و النهايه ، ج 2 ، ص 305 ، ج 3 ، ص 50 ، 63 ، 74 ، 76 ، 77 ، 79 ، 134 ، 222 ، 223 ، 320 ، ج 4 ، ص 291 ، ج 8 ، ص 76 .